نقد و بررسی فیلم Predator: Badlands

فیلم Predator: Badlands (غارتگر: بدلندز) جدیدترین اثر دن تراختنبرگ است؛ کارگردانی که با فیلمهای Prey و Killer of Killers نشان داد چطور میتواند روح تازهای به فرنچایز قدیمی Predator بدمد. در این نسخه، زاویه دید کاملاً تغییر کرده و برای اولینبار، خود یاتجا یا همان شکارچی بیگانه در نقش قهرمان داستان ظاهر میشود.
این تغییر ریسک بزرگی بود، اما تراختنبرگ با هوش و دقتی مثالزدنی از پس آن برآمده است.
? داستان فیلم Predator: Badlands
داستان دربارهی دک (Dek) است — شکارچی جوانی از نژاد یاتجا که از قبیلهاش تبعید شده. او برای بازپسگیری افتخار و جایگاهش به سیارهای مرگبار میرود تا با چالشهای مرگبار روبهرو شود.
در مسیر خود، با تیا (Tia)، یک سینث از شرکت Weyland-Yutani آشنا میشود؛ شخصیتی که به مرور تبدیل به بخش احساسی و انسانی فیلم میگردد.
روایت فیلم از یک داستان آیینیِ رشد و خودشناسی پیروی میکند و همین سادگی، یکی از نقاط قوت اصلی آن است.
? کارگردانی و سبک روایت دن تراختنبرگ
دن تراختنبرگ در این فیلم هم مثل آثار قبلیاش، از روایت تمیز و کارگردانی مینیمال استفاده میکند. طراحی صحنهها، حرکت دوربین و نحوهی بلوکبندی موقعیتها دقیق و هدفمند است.
فیلمنامهنویسان پاتریک آیسون و برایان دافیلد هم در کنار تراختنبرگ، موفق شدهاند بین هیجان اکشن و احساس درونی شخصیتها تعادل برقرار کنند.
نکته قابلتوجه این است که هر جزئیاتی که در ابتدا معرفی میشود، در ادامه تأثیر خودش را میگذارد؛ از دندان ازدسترفتهی دک گرفته تا کدهای فرهنگی یاتجاها.
? شخصیتپردازی و هسته احساسی فیلم
فیلمهای موفق مجموعه Predator همیشه شخصیتهایی داشتند که برای دلیلی انسانی میجنگیدند. در Prey نارو و در Killer of Killers گروه مزدوران، هرکدام انگیزهی احساسی قوی داشتند.
در Badlands هم، دک با بازی دیمیتریوس شوستر-کولوآماتنگی ترکیبی از خشونت، ترس، افتخار و احساسات انسانی را به نمایش میگذارد.
تیا با بازی ال فانینگ نیز به عنوان رباتی با کدهای اخلاقی خاص، به مرور از یک ماشین سرد به شخصیتی با حس همدلی تبدیل میشود — روندی که در فیلمهای قبلی تراختنبرگ کمتر دیده شده بود.
منبع:نقد و بررسی فیلم Predator: Badlands
برچسب: ،